تبليغاتX
.::عاشق شدم::.
یکشنبه بیست و چهارم دی 1385

اي دلِ تنها چيه؟ چشم انتظاري
با يه لحظه، يه دم آروم نداري
مثل زمستون تو حسرتِ بهاري

بازم عشق تو خيمه زد رو خونم
بازم ياد تو آتيش زد به آشيونم
بازم بي تو بايد تنها بمونم

بيا سکوت لبهات هنوز حرمت خونه ست
پرنده دل من هنوز بي آشيونه ست
بيا پر از اميده هنوز اين دل خسته
هنوز دل پاي چشمات، پاي عشقت نشسته

توي آسمون دنيا هر کسي ستاره داره
چرا وقتي نوبت ماست آسمون جايي نداره
واسه من تنهايي دردِ، درد هيچ کسو نداشتن
هر گل پژمرده اي رو تو کوير سينه کاشتن

ديگه باور کردم اين را که بايد تنها بمونم
تا دم لحظه ي مُردن شعر تنهايي بخونم

Image hosting by TinyPic

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:35  توسط مسعود  | 

***

Oneline users :