تبليغاتX
.::عاشق شدم::.
پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385
سلام دوستان عزيز من مدتي نميتونم اپ كنم

يه مشكلي پيش اومده كه فعلا نميتونم بيام

عزيزانم منتظرم باشيد

حتما ميام

دلم براتون تنگ ميشه

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:43  توسط مسعود  | 

***

یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385
del

دل من یه روز به دریا زد ورفت...

پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

زنده ها خیلی براش کهنه بودن...

خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

هوای تازه دلش می خواست ....

ولی آخرش تو غبارا زد و رفت

دنبال کلید خوشبختی می گشت...

خودشم قفلی روی فقلا زد و رفت

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:33  توسط مسعود  | 

***

شنبه بیست و یکم بهمن 1385

  • يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم
*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:5  توسط مسعود  | 

***

یکشنبه پانزدهم بهمن 1385
 

 

تو همسفر طلائی خورشیدی

 

یک باغ پر از ستاره ی امیدی

 

ای کاش در آن زمان که زود می رفتی

 

از غربت انتظار می پرسیدی که

 دوستت دارم

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:43  توسط مسعود  | 

***

چهارشنبه یازدهم بهمن 1385

زيباترين حرفت را بگو… شكنجه ي پنهان سكوتت را آشكاره كن

و هراس مدار از آنكه بگويند ترانه ئي بيهوده مي خوانيد.

  چرا كه ترانه ي ما ترانه ي بيهودگي نيست

چرا كه عشق حرفي بيهوده نيست

حتي بگذار آفتاب نيز برنيايد به خاطر فرداي ما اگر بر ماش منتي است،

چرا كه عشق، خود فرداست خود هميشه است…!!!

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:0  توسط مسعود  | 

***

دوشنبه نهم بهمن 1385

وقتی که خوابی نیمه شب تو را نگاه می کنم

زیباییت را با بهار، گاه اشتباه می کنم

از شرم سر انگشت من، پیشانیت تر می شود

                             عطر تنت می پیچد ودنیا معطر می شود      

                             گیسوت تابی می خورد، می لغزد از بازوی تو          

                             از شانه جاری می شود، چون آبشاری موی تو   

چون برگ گل در بسترت، می گسترانی بوی خود

من را نوازش می کنی، بر مهربان زانوی خود

آسیمه می خیزم زخواب، تو نیستی اما دگر

                             ای عشق من بی من کجا، تنها نرو من را ببر

                            من بی تو می میرم نرو، من بی تو می میرم بمان     

                           با من بمان زین پس دگر، هر چه تو می گویی همان

در خواب آخر عشق من، در برگ گل پیچیدمت

می خوابم ای زیباترین، در خواب شاید دیدمت

می خوابم ای زیباترین در خواب شاید دیدمت

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:37  توسط مسعود  | 

***

جمعه ششم بهمن 1385
وقتي خدا پنجره عشق رو باز كرد منو ديد ازم پرسيد:امروز چه ارزويي داري؟ گفتم:خدايا!هميشه مواظب كسي باش كه به اين وبلاگ سر مي زند....

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:53  توسط مسعود  | 

***

یکشنبه یکم بهمن 1385

Image hosting by TinyPic  درد و نفرین به سفر باد که منو از تو جدا کردImage hosting by TinyPic
  Image hosting by TinyPic  تو رو اون گوشه دنیا منو این طرف رها کردImage hosting by TinyPic
  Image hosting by TinyPic   تو رو داشتم ارزومه زندگی بی  تو حرومهImage hosting by TinyPic
 Image hosting by TinyPic نقش اون چشمای معصوم لحظه لحظه روبرومهImage hosting by TinyPic
   Image hosting by TinyPic  بعد تو کسی نیومد بتونه جاتو بگیرهImage hosting by TinyPic
Image hosting by TinyPic   که بخاطرش بمیرم که بخاطرم بمیره....؟Image hosting by TinyPic

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:3  توسط مسعود  | 

***

Oneline users :