به لحظه هاي تنهاييم با تو قسم
به اشكهاي پنهاييم قسم
اگر براي يك لحظه نگاهت را از من برداشتی
به خودت قسم آن لحظه. لحظه نابودي من خواهد بود
چرا كه من در با تو بودن نابودي نديدم
خدايا حتي يك لحضه مرا بي خود رها مكن






اگه بری از پیشم من فقط نگات میکنم 

تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم!!

بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم ......

اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقیست .....!!!!

اي دلِ تنها چيه؟ چشم انتظاري
با يه لحظه، يه دم آروم نداري
مثل زمستون تو حسرتِ بهاري
بازم عشق تو خيمه زد رو خونم
بازم ياد تو آتيش زد به آشيونم
بازم بي تو بايد تنها بمونم
بيا سکوت لبهات هنوز حرمت خونه ست
پرنده دل من هنوز بي آشيونه ست
بيا پر از اميده هنوز اين دل خسته
هنوز دل پاي چشمات، پاي عشقت نشسته
توي آسمون دنيا هر کسي ستاره داره
چرا وقتي نوبت ماست آسمون جايي نداره
واسه من تنهايي دردِ، درد هيچ کسو نداشتن
هر گل پژمرده اي رو تو کوير سينه کاشتن
ديگه باور کردم اين را که بايد تنها بمونم
تا دم لحظه ي مُردن شعر تنهايي بخونم