تبليغاتX
.::عاشق شدم::.
جمعه نوزدهم آبان 1385

به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین وداع آتش بگیرد ...

آرزوی من این است مثل یک سیم گیتار ...

زیر دست تو باشم لحظه خوش دیدار ...

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:48  توسط مسعود  | 

***

جمعه نوزدهم آبان 1385
 

به تو می اندیشم ...

به نرسیدن ...

به سوختن و ساختن ...

به تهاجم عشق ...

به قلب پاره من ...

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:43  توسط مسعود  | 

***

جمعه دوازدهم آبان 1385
چه میکنی وقتی حس گناه تمام وجودت را فرا میگیردو متولد میشود در ذهنتعبور یک حادثه؟چه میکنی وقتی محتاج میشوی به حضورش. به یک نگاهش.یک تبسم........

 

چه میکنی من فقط گریه میکنم

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:41  توسط مسعود  | 

***

سه شنبه دوم آبان 1385
 ائ بهار زند گئ ام اکنون که قلبم مالامال از غمزندگئست
اکنون که باهائم توان راه رفتن ندارد برگرد
باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را
باز هم اغوش گرمت را به سوئم بگشا
باز هم شا نه هائت را مرحمئ برائم قرار بده
بگذار در اغوشت ارامش را به دست اورم
بدان که قلب من هم شکسته
بدان که روحم از همه دردها خسته شده
ائن را بدان که با امدنت غم برائ همئشه من را ترک مئ کند
بس برگرد که من به اميد ديدار تو زنده ام
*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:6  توسط مسعود  | 

***

سه شنبه دوم آبان 1385

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:59  توسط مسعود  | 

***

Oneline users :